تبليغاتX
دوشنبه هفتم شهریور 1384
دلتنگی نهم
 

 

یا حق

 

سیب

تو به من خنديدي
و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه ي همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز ،
سالها هست كه در گوش من آرام ، آرام
خش خش گام تو تكرار كنان ،
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا ،
خانه ي كوچك ما
سيب نداشت

حمید مصدق

 

+ نوشته شده در 19:25 توسط قاصدک.