تبليغاتX
دوشنبه چهاردهم شهریور 1384
دلتنگی دوازدهم
 

یا هو

 

از مرگ...

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من _باری_ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد

جستن
یافتن
و آن گاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن_

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم


شاملو.دی 1341

 

+ نوشته شده در 9:0 توسط قاصدک.