تبليغاتX
چهارشنبه دوم آذر 1384
زندگی ...
 

به نام او


همیشه یک دونه علامت سوال بزرگ جلوی چشم آدم میمونه ؟ به هر چی که نگاه میکنی می رسی به اینجا که چرا؟

دیشب که داشتم میرفتم خونه روی پل هوایی همون قصه تلخ و قدیمی رو دیدم یه پسر بچه ۱۰-۱۲ ساله که سرش روی دستش بود و یه ظرف پول خرد هم روبروش یه نگاه به آسمون کردم دیدم این پسرک چقدر نسبت به خیلی هایی که اون پائین دارن راه می روند و اصلا ممکنه یک بار هم از روی پل رد نشن به خدا نزدیکتره ، اینکه اومده روی پل شاید واسه این بوده که کمتر از توی خیابون قرار  باشه خجالت بکشه یه کمی اون طرف تر رو که نگاه کردم دیدم یه ماشین آخرین مدل داره رد میشه که یه پسرک ۱۰-۱۲ ساله روی صندلی عقب نشسته و داره به موزیک توی ماشین گوش میده تا برسه به رستوران!!!

زندگی خیلی مزخرف و بی ارزشه هیچ جور نمیشه درکش کرد یه اجبار الکی و بی فایده که فقط حق نفس کشیدن رو داری حتی همون رو هم یه روز ازت میگیرن ، زندگی؟؟!

به قول فروغ که میگه : آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم!!!  چرا باید از زندگی با این همه پوچی  لیریز بود ، مگه این زندگی چی داره که ارزش این همه فلسفه بافی و تفسیر رو داشته باشه اصلا من میخوام فریاد بزنم زندکی زیبا نیست ، زندگی حس قشنگی نیست ، زندگی همش رنجه همش  ننگه  لاجرم باید زیست ، باید ، باید و باید ...

ولی هر جور هم که بخوای از دید مثبت بهش نگاه کنی و از خوبیهاش بگی داستان بنویسی شعر بگی فیلم بسازی یه رنج بزرگ آخرش میمونه یه حقیقت تلخ انکار ناپذیر فردای نا مفهوم ومبهم اصلا تهش که نگاه می کنی یه چیز وجود داره به اسم مرگ!!!

هی فلانی زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده کوچک ... چرا فریب اون هم از نوع ساده و کوچک ؟ چرا باید همین باشه ؟

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد ... چرا هجرت؟ ... چرا؟ چرا؟ چرا؟

ولی آخرش باید گذاشت و رفت ، رفت تا بی نهایت

 

خداوندا
به من زیستنی عطا کن
که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم
و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم
برای اینکه هر کس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.

"دکتر علی شریعتی"

پ.ن ۱ : فکر کنم خودم هم نفهمیدم چی نوشتم یکی از دوستانم چند روز پیش که منو دید و فهمید این وبلاگ ماله منه کلی بهم ختدید احتمالا خیلی احمقتر به نظر میرسم

پ.ن۲ : حس نوشتن رو نداشتم تا اینکه یه جرقه رسید که باعث شد بنویسم الان کلی سبکتر شدم راستی اگه کسی فهمید که زندگی چیه و چه باید کرد حتما به من هم بگه

پ.ن۳ : جا داره از یکی از بهترین دوستانم تشکرکنم که بهم گفت هر وقت دلت گرفت صاف بیا پیش خودم می دونه که هر جا و با هر کی باشه همیشه یکی هستش که دوستش داره . خوشحالیه اون خوشحالیه منه!!!

 

+ نوشته شده در 10:27 توسط قاصدک.