تبليغاتX
یکشنبه هجدهم دی 1384
...
 

هو

یه مدت نمی دونستم چی بنویسم و از کجا شروع کنم حالم هم زیاد بد نیست ولی خوب همیشه یه سری اتفاقات میفته که حال آدم رو تغییر میده ... الان هم که دیگه امتحانات داره شروع میشه و باید رفت دنبال درس فعلا تا یه سوژه خوب پیدا کنم کرکره رو میکشم پائین !!!

اگه اشتباه نکنم روز جمعه سالروز در گذشت "نیما یوشیج" بود پدر شعر نوی ایران همیشه که به اسم نیما می رسم یاد این تیکه شعر از نیما میفتم " به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را " خدا رحمتش کنه فکر کنم همه با نیما آشنائی دارن  شعرهاش رو اینور و اونور توی کتابهای درسی خوندن یا بعضی شعرهاش که خیلی ها همیشه زمزمه می کنند " آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد می سپارد جان " در هر صورت روحش شاد و راهش پر رهرو باد

فعلا کرکره اینجا هم بیاد پائین تا ببینم چی میشه البته هیچ اتفاقی نمیفته

امیدوارم همه توی امتحان هاشون موفق باشن ... پاینده باشید یا حق

 

+ نوشته شده در 8:42 توسط قاصدک.