تبليغاتX
پنجشنبه چهارم اسفند 1384
سلامی دوباره
 

به نام او

ب بسم الله میرسه به "جاوید " دوست خوب و صمیمی من که توی این مدت خیلی در طراحی و راه اندازی مجدد وبلاگ به من کمک کرد دستش درد نکنه فقط شرمندگیش برای من باقی مونده!
دوباره شروع کردم یه خونه تکونی پیش از عید هم انجام دادم ... دلتنگی های قاصدک بعد گذشت ۷ ماه کم کم جای خود رو داد به دلخستگی های قاصدک ... توی این ۲ هفته که ننوشتم خیلی اتفاقات افتاد ایام عزاداری امام حسین ، ۲۸ بهمن سالروز تولد استاد ادبیات ایران " صادق هدایت " ، در گذشت " بهرام اردبیلی " این یکی رو دیروز توی "  " خوندم توصیه می کنم حتما بخونید ... چه همه آدمهای مختلف دور و برمون هستن و ما خبر نداریم .
این هم از وبلاگ من سر در بالا عکس یه آدم که خیلی حرف واسه گفتن داره ولی اینقده این حرفها موندن که پوست صورتش ترک خورده و آروم به خواب رفته! یه خواب زیبا که فقط منتظر یه بارونه که بیاد شاید دوباره صورت این آدم رو مجالی برای رستنی دگر دهد ... " ببار ای ابر بارون ببار " ، این دلتنگی های قاصدک اینقده بالا موند که دیگه کهنه شد و تبدیل شد به دل خستگی ها ... دل خستگی های قاصدک!!! شاید هم خنده دار باشه نمیدونم ولی فکر کنم زیادی خودم رو تحویل گرفتم ، فعلا باشه همین شروع مجدد من ... پاینده و پیروز باشید یا حق.

«تابوتى از مفرغ
كه در باران ها زنگ نمى زند و برشانه ها
به سبكى ى ستاره ى ستوانى روستازاده ست،
در فرصت اين شمشاد
تشييع مى شود
و با صفير خاموش چشمى
مثلث تنهاييم به هم مى ريزد.»
مرحوم بهرام اردبیلی

 

+ نوشته شده در 15:48 توسط قاصدک.