تبليغاتX
جمعه هشتم اردیبهشت 1385
شاملو ...
 

هو

صدای ابی شعر " پریای شاملو " ، دود سیگار ، یه عصر خسته کننده .... شاملو!!! ، باز هم مثل سالهای قبل مزارش تخریب شد گرچه خبر قدیمیه ولی همیشه آدم رو تکون میده!!! ... اسم یه آدم این همه میتونه ترسناک باشه یا اینکه چیز ِ دیگه ای هستش ... این کارها واسه چیه؟!!! ... چرا؟

نمی دونم چه زمانی بود با شاملو آشنا شدم ولی فکرش رو هم نمی کردم یه روزی اینهمه به شعر هاش دلبسته بشم ... باز هم تکرار روزها و شبهای یک جور ... یه لیوان چای ، فیلم ، روزنامه شرق ، موقع خواب هم نقدهای ماهنامه فیلم ... ولی همین تکرار هم خوبیهای خودش رو داره!!!

پ.ن : هیچی همین !!!!

 

+ نوشته شده در 19:18 توسط قاصدک.