تبليغاتX
سه شنبه دوم خرداد 1385
ممد نبودی ببینی!!!
 

هو

دیشب داشتم تلویزیون می دیدم که دیدم داره آهنگ " ممد نبودی ببینی " رو پخش میکنه نمی دونم چی شد که به فکر رفتم اصلا دست خودم نبود حالم یه جوری شد ... تصاویری رو که نشون میداد آدمهائی رو که خیلی راحت می رفتن جلوی تیر دشمن و اصلا ترسی از اینکه کشته بشن رو نداشتن ... نمی خوام سیاسی بشه ... ولی خیلی سخته آدم بتونه این همه راحت از جونش بگذره ، بعضی وقتها واسه این که دستمون زخم نشه یا اینکه جائیمون ضربه نبینه کلی خودمون رو می پوشیم کلی مواظب خودمون هستیم ولی مگه اونها هم این احساس رو نداشتن ، یعنی چه جوری میشه آدم به این حد از خودگذشتگی برسه ، فکر کنم خیلی باید سخت باشه !!! ، نمی شه به این راحتی از کنارش رد شد ، چه همه آدم رفتن و خیلی راحت خودشون رو واسه خاک مملکتشون به کشتن دادن ... حالا چی؟ الان اگه باز هم اون اتفاق بیفته مثل قبله؟ فکر کردن بهش یه مقدار سخته نمیشه باهاش کنار اومد آیا ما هم اگه اون موقع بودیم این کار رو می کردیم؟ اگه اون ها نرفته بودن الان ما چه وضعیتی رو داشتیم به احتمال زیاد هنوز درگیر جنگ بودیم مثل افغانستان ، عراق و ...!!! ، فکر نکنم چیزی برامون باقی می موند ... شاید هم چیزی نمیشد ، ولی فکر کنم یه حق بزرگ به گردنمون داشته باشن ... اینطور نیست؟ یه جمله هست که خیلی دوستش دارم از " سید مرتضی آوینی " این سید آدم بزرگی بود من که بهش احترام می گذارم البته از نظر سینما چونکه خیلی عقاید و باورهای جالبی داشت خدا رحمتش کنه ... میگه که : " در عالم رازیست که جز به بهای خون فاش نمی شود " ... خیلی جمله قشنگیه!!!

 

 

پ . ن : یادش بخیر ۳-۵ خردادماه ۱۳۸۳

 

پاینده باشید یا حق

 

+ نوشته شده در 8:40 توسط قاصدک.