
یا هو
هی فلانی زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده کوچک
آن هم از دوست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد
آه ...... آه ......... اما
او چرا این را نمیداند که در اینجا
من دلم تنگ است . یک ذره است؟
..... هم آدم است ای داد برمن داد
ای فغان ! فریاد!
من نمیدانم چرا دلدار من این را نمی داند؟
که من من بیچاره هم در سینه دل دارم
که دل منهم دل است آخر؟
سنگ و آهن نیست
او چرا اینقدر از من غافل است آخر
آه ......آه ....... ای کاش
گاه گاهی .........
کاشکی .... اما ... رها کن . هیچ
حسب حال من این است شکایت نیست .
هر حکایت دارد آغازی وانجامی