
هو
نوشتن و صحبت کردن خیلی وقتها راحته ولی موقع نوشتن که میشه همه چی سخت میشه ... فکر کنم توی زندگی هیچی به اندازه صحبت کردن به من حال نمیده با افراد مختلف ، وقتی بشینی با یکی صحبت کنی اون هم در مورد زندگی خیلی حال میده تا جائی که میرسی به این نتیجه که با تمام احساس پوچی از زندگی هنوز یه چیز به اسم " امید " وجود داره مبارزه برای ادامه زندگی!!! فکر کنم مشکل خیلی از ما ها این شده که خودمون رو گم کردیم نمیدونیم چی به چیه چسبیدم به چند تا اسم افراد و پیروی از مکتبها و عقایدی که شاید هیچی در موردشون هم نمیدونیم تنها کاری که بلدیم حفظ کردن چند تا اسم و جمله که خیلی وقتها برامون کاربردی هم نداره و تنها برای نشون دادن معلوماتمون ازشون استفاده می کنیم ، هر جا که میرسه سعی میکنیم حتما جدیدترین آهنگهای خارجی رو گوش داده باشیم و خواننده اش رو بشناسیم فیلمهای جدید رو دیده باشیم ، اینها بد نیست ولی باید درست باشه اگه یه فیلم رو دیدیم تنها صحنه های اکشنش یا تکیه کلامهاش یادمون نمونه بفهمیم مضمون این چی بوده ، یه نمونه دیگرش همین مد گرایی می تونه باشه این که همیشه در طول سال در این تلاش باشیم که از مد خاصی پیروی کنیم حتما لباس مارک دار بپوشیم و ... به نظر عقلانی نمیاد ولی نمیدونم چه جذابیتی میتونه داشته باشه ، فلسفه زندگی خیلی زیبا تر از این حرفها میتونه باشه !!! ... یه مدته که تب این سریال نرگس توی همه خونه ها افتاده هر شب بهونه ای شده که همه اعضاء خانواده بشینن و با شادی ها و غمهای این سریال شب خودشون رو سپری کنن فردا صبح هم همه جا بحث شوکت و نرگس هستش ، حیف که جای پوپک گلدره خیلی خالیه ، همیشه یاد بازی قشنگش توی فیلم موج مرده می افتم عالی بود ... روحش شاد ...
پاینده باشید یا حق